افکار عمومی و افکارسنجی
افکار عمومی وشرايط شكل گيري آن
واژه افكار عمومي ( public opinion ) از جمله مهمترين، پركاربردترين و عميق ترين اصطلاحات رايج در علوم اجتماعي و بخصوص دانش ارتباطات و روابط عمومي است . شناخت صحيح افكار عمومي و تلاش در جهت اندازه گيري و سنجش علمي و دقيق افكار عمومي براي كارگزاران و فعالان روابط عمومي بسيار ضروري و كارگشاست كه دستيابي به اين مهم بي شك نيازمند آگاهي از معنا و مفهوم افكار عمومي و همچنين اطلاع از مشخصات و عوامل شكل گيري و اشاعه آن است .
استوتزل معتقد است که افکارعمومی مفهومی است میان رشته ای که تعریف آن با فراز ونشیب ها واحیاناً همراه با سوء برداشت هايي بوده است. بطوریکه برخی آنرا به معنای نظر توده مردم یا نظر عموم وعامه مردم وبرخی آنرا معادل خواستها، هیجانها، عقاید وتصمیم ها وبرخی نیزآنرا معادل تفسيرها و اظهارات روزنامه نگاران و ... بیان کرده اند که هیچکدام از این تعاریف واظهارنظرها به طور کامل معنای افکار عمومی را منتقل نمی کند. به قول رابرت پارک مفهوم افکارعمومی بسیار پیچیده تر ازآن است که برخی تحلیل گران به تشریح واندازه گیری آن می پردازند.
افکار عمومی پدیداری است که نتایج اجتماعی آن از همه پدیدارهای روانی جمعی دیگر وسیعتر وآشکارتر است. به همین جهت، در سراسر سنت فرهنگی ما وجودآن بطور علنی یا ضمنی تصدیق شده وبعنوان محرک یا امر بنیادی بکاررفته است. از قرن پنجم بعد از میلاد ، هردوت از زبان یک ایرانی بنام اوتانس مطالبی نقل می کند که گرچه از لحاظ تاریخی چندان درست بنظر نمی رسد، ولی نظر هردوت راجع به فضیلت سیاسی افکار مردم را خوب نشان می دهد. همین نظر بوسیله ارسطو از سر گرفته می شود. درآثار نویسندگان لاتین نیز بارها اظهارنظر شده است که افکار عمومی در تحکیم یا تخریب قدرت بسیار موثر است. نویسندگان دوره ی جدید نیز در این باره نظر دیگری ندارند. ماکیاولی این نظر را چنین اعلام می کند: «مهم این است که کسی شایسته محبت ملت که از هرچیز قوی تر ونیرومندتر است، باشد» و این درست همان مطلبی است که هانری چهارم پادشاه انگلستان نیز به ولیعهد خود می گوید. هابز نیز قریب به نیم قرن پس از اين تاریخ، بر این عقیده است که " افکار عمومی ، دنیا را اداره می کند" و دیری نمی گذرد که سرویلیام تمپل نظریه ی افکار عمومی را بصورت منبع واقعی قدرت سیاسی در می آورد. از قرن هجدهم تفکر درباره ی پدیدار افکار عمومی رایج وحتی همگانی می شود، در دوره ی معاصر نیز عده ی تالیفات و تحقیقاتی که به این موضوع اختصاص می یابد به حد قابل ملاحظه ای می رسد، خاصه اینکه امور مربوط به نهادهای نزدیک به آن و وسایل اطلاعات جمعی و تبلیغات نیز بصورت اجزاء لاینفک آن در می آیند و درنتیجه در روانشناسی اجتماعی وعلم سیاست، افکار عمومی بصورت موضوع اصلی، بخش مستقلی به خود می گیرد. . (استوتزل،1374: 365-363)
دکتر مرتضی کتبی در مقدمه کتاب افکار عمومی نوشته ژودیت لازار می نویسد: افکارعمومی بخشی از تاریخ ملت هاست. بخشی در فلسفه است، فصلی از علم سیاست، علم جامعه شناسی و امروز دیگر علم روانشناسی اجتماعی است. بی آنکه هیچ یک از این رشته های معرفت انسانی توانسته باشند تعریف جامع ومانعی ازآن بدست بدهد و یا زوایای پرپیچ وخم وتاریک آن را به روشنی بکشد، حدود وثغور آن را تعیین وعمل آنرا تبیین کند وطبیعت وماهیت آنرا بنمایاند. افکار عمومی یک پدیده ی واحد ومستقل نیست، بلکه پدیده ای است که با دیگر پدیده های گوناگون پیوند نزدیک دارد. ماهیت وصورت افکار از یک جامعه به جامعه ی دیگر وحتی از زمانی به زمان دیگر در یک جامعه تفاوت دارد. مطالعه ی افکارعمومی مقوله ای کاملا روانی- اجتماعی است . بطورخلاصه می توان گفت که افکار عمومی ، مجموعه افکار مردمی است اما در شرایط روانی و فضای جمعی خاص، بطوریکه با حذف آن شرایط واین فضا دلیل وجودی افکار بصورت یکپارچه آن از میان برداشته خواهد شد و از افکار عمومیِ متحد ومنسجم چیزی باقی نخواهد ماند.
درمعدود تعاریفی که از افکار عمومی بدست داده شده عموما به سه خصلت این پدیده اشاره شده است شامل: اول : آشکاربودن، دوم : آگاهانه وهوشیارانه بودن وسوم : از وسعت کافی برخوردار بودن. در هرسه ویژگی بالا کیفیت ارتباطی افکار عمومی هویدا است. آشکار بودن افکار عمومي مستلزم شرکت افراد درمناسبات و فعاليتهاي جمعي و گروهي وبالنتیجه حضور انسانها در کنارهم وبرقراری رابطه بین آنهاست. آگاهی مردم به وجود افکارعمومی گویای اراده ی آنها در پیوستن به صفوف دیگران وبرقراری ارتباط با آنهاست. وسعت پدیده نیز نشانه جمعی بودن آن وبالنتیجه گستره حضور افراد در روابط اجتماعی است. این پدیده عام به دلیل کیفیت ارتباطی برتر پیوسته جز در بستر مردمی، یعنی جایی که تراکم جمعیت بالاست، رخ نمی نماید.
تاریخچه افکارعمومی
دراطراف مفهوم افکارعمومی هاله ای از ابهام وحتی تردید وجود دارد. در واقع، هیچ تعریف علمی ازاین عبارت پذیرفته نشده است. با این همه، برسر یک نکته توافق همگانی وجود دارد وآن اینکه افکارعمومی پدیده ای جمعی است. هرچند نظرها حیطه های فردی هستند ولی افکار عمومی حاصل جمع این نظرهانیست. درواقع افکارعمومی چیزی فراتر ومفهومی وسیعتر و عام تر از مجموعه افکار تک تک افراد است، بلکه برخوردار ازماهیتی است مختص به خود که متفاوت از اجزای تشکیل دهنده اش می باشد.
همانطور که اشاره افکار عمومی به معنای خاص و ویژه آن مفهومی است جدید که سابقه آن به حدود 200سال می رسد اما می بایست اشاره کنیم که افرادی چون نیکولو ماکیاولی وتوماس هابز طی سالهای 1500 تا 1650 م در خصوص افکار عمومی ونقش نظر ات عمومی وگرایشات و خواستهای عموم مردم مباحثي را ارائه نموده اند. همچنین سرویلیام تمپل نظریه ای پیرامون افکار عمومی بعنوان منبع قدرت سیاسی در قرن هيجدهم ارائه نمود.ابداع مفهوم افکارعمومی را به ژان ژاک روسو درسال 1750 میلادی نسبت می دهند. او افکار عمومی را عاملی جهت مقاومت در برابرتغییرات قلمداد می کرده است.
درسال 1787 میلادی، ال.اس. مرسیه به افکار عمومی از جنبه ی سیاسی پرداخت و افکار عمومی را جلوه ای آگاهانه از تمام مسایل سیاسی عنوان کرد. ژاک نکه وزیر دارایی لویی شانزدهم حدود سالهای 1780 تا 1800 در فرانسه اصطلاح افکار عمومی (public opinion) را به معنای امروزی آن بکار برد. اوکه بدنبال علت رویگردانی مردم از سرمایه گذاری دربازار بورس پاریس بود، علت این امر را در افکارعمومی که بقول وی «روح جامعه» و حاصل ارتباط میان فردی بین انسانها بود جستجو می کرد. ازنظر نٍکه افکارعمومی «دادگاهی است که درآن همه مردانی که نگاه ها را به سوی خود برمی گردانند، الزام دارند حضور بیابند و پاسخگو باشند.افکار عمومی در جایگاه خود، مثل اینکه برتخت نشسته باشد، جایزه می دهد، تاج برسرها می گذارد، شهرت را افزایش یا کاهش می دهد».
نخستین اندیشه ها و تحلیل های علمی درباره ی موضوع افکار عمومی، درپایان قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم توسط گابریل تارد (1901) مطرح شد. این اندیشمند فرانسوی درکتاب خود، با عنوان «افکار وتوده» رابطه ی میان پیدایش عموم و خبرنگاری را از یکسو وپیدایش افکار عمومی را از سوی دیگر به تحلیل کشید. همچنین نظریه پردازان مکتب شیکاگو مانند رابرت پارک و چارلز هورتن کوی نیز به موضوع افکار عموی وارتباط آن با ساختار جامعه و تاثیرآن برتغییر در روابط اجتماعی پرداختند. از نظر کولی« افکار عمومی حاصل جمع قضاوتهای فردی اکثریت نیست بلکه نظرات متفاوت و تبلور یافته ی همه ی اشخاص مستقل ، جدا از تعلق آنها به اکثریت یا اقلیت است. یعنی حاصل جمع ساده نظر افراد جدا ازهم نیست، بلکه یک سازمان ، یک محصول همکاری مبتنی برارتباط وتاثیر متقابل است».
والر لیپمن درامریکا، کتاب« افکار عمومی » را منتشر کرد. به عقیده ی او افکار عمومی فقط حاصل جمع نظرهای خصوصی که از طریق رسانه ها در جریان اخبار قرار می گیرند نیست، بلکه زمانی موجودیت پیدا می کند که درنظرهای فردی تصور درستی از رخدادها منعکس باشد. لیپمن عموم را بیشتر مجموعه ای از تماشاگران منفعل می پنداشت ،تا بازیگرانی که در رخدادها شرکت دارند.. (زارعیان،1386 :7-2)
شرایط شکل گیری افکار عمومی
شرایط شکل گیری و گسترش افکار عمومی را به شش گروه تقسیم نموده اند:
1- باید واقعه ی مرکزی و یا وقایع متناوب وجود داشته باشد. تا موضوع ، مورد توجه افکار عمومی قرار گیرد.
الف: واقعه ی مرکزی : ترور ، زلزله، انتخابات، سقوط هواپیما، تصادف و انفجار، جنگ عراق وایران، جنگ فلسطین وغیره واقعه ی مرکزی بشمار می روند. این وقایع به خودی خود مورد توجه قرار می گیرند ، دریک لحظه اتفاق می افتند و به سرعت افکار عمومی را تحت تاثیر قرار می دهند.
ب: وقایع متناوب: وقایع کوچکی که در جامعه اتفاق می افتند. وقایعی که با هم تفاوت دارند و مثل هم نیستند ، اما پشت سرهم رخ می دهند و روی زندگی اجتماعی تاثیر دارند که بایستی دولت یا شخص دیگری به آن مسئله رسیده گی کنند وآنرا حل نماید. اما یا نمی کنند و یا توان آنرا ندارند. مثل : ترافیک، گرانی و تورم، اعتصابات، کمبود مواد اولیه ی زندگی وغیره.
2- باید فضا مساعد باشد تا افکار عمومی در بستر مردمی شکل بگیرد، این بستر فضایی است که در صورت وجود آن نیازهای مردمی برای ارضای این نیازها مساعد می گردد و اگر فضای مساعد موجود نباشد ، شایعه رشد می یابد. شایعه سازی و شایعه پراکنی ، شاخصهای بارز وضعیت بحرانی است . چنانچه مردم تشنه ی شنیدن خبري باشند که به سرنوشت آنها بستگی دارد . به شایعه سازی دست می زنند تا خلاء موجود و شکاف اطلاعاتی موجود را پر کنند. شایعه در نتیجه ی ابهام وشفاف نبودن اطلاعات واطلاع رسانی نامناسب شکل می گیرد.
3- باید محتوای افکار عمومی با الگوهای فرهنگ جمعی مطابقت داشته باشند. برای اینکه واقعه ای مردم را بسیج کند، باید از فرهنگ همان گروه یا جامعه تاثیرپذیرفته باشد. محتوای افکار عمومی در هر منطقه شدیداً تحت تاثیر عوامل اجتماعی ومحیطی است. به همین دلیل محتوای افکار عمومی در شهر و روستا، در یک جامعه کشاورزی ، دریک جامعه صنعتی ، درمنطقه بالا شهر و مناطق پایین شهر با یکدیگر تفاوت دارد.
4- باید محتوای افکار عمومی پاسخگوی نیازهای ظاهری وباطنی افراد باشد. افراد جامعه نیازهایی دارند، این نیازها به دو دسته تقسیم می شوند، شامل نیازهای ظاهری وفیزیکی مثل : غذا، پوشاک، دستمزد وغیره و یا باطنی ودرونی است مثل نیاز به ملی گرایی، بیگانه ستیزی، پیروی از مکتب یا ایدئولوژی خاص وغیره . محتوای افکار عمومی باید یکی از این دو نیاز را برطرف کند.
5- باید افکارعمومی به واسطه ی رسانه ها گسترش یابد. اگر رسانه ها نباشند یا نخواهند ویا نتوانند ، هیچ واقعه ای تبدیل به افکار عمومی نمی شود وشکل نخواهد گرفت. تفاوت جامعه امروزی با گذشته در همین است که در گذشته هزاران اتفاق و رویداد در جهان رخ می داد که افکار عمومی و مردم از آنها بی خبر بودند ولی در حال حاضر چون رسانه ها موضوعات مختلف را برجسته کرده اند و اطلاع رسانی می کنند افکار عمومی جهت وشکل می گیرد.
6- باید افکار عمومی با دخالت مستقیم مردم ، اشاعه یابد. هر روز ، ماه وسال هزاران واقعه به وقوع می پیوندد که رسانه ها فقط تعدادی ازآنها برجسته کرده و منتشر می کنند. اما آن خبری وارد افکار عمومی می شود که مردم بجای تماشاگر، بازیگر می شوند.پس موضوع مورد توجه افکار عمومی قرار می گیرد. مثل زلزله بم وشایعات بعدی که مردم هم وارد عرصه ی جامعه شدند. اصولا نحوه ی حضور مردم شکل های متفاوتی دارد .گاه بصورت یک شعار، در قالب یک علامت ، یک نماد یا یک فرهنگ نمایش داده می شود. درهمین زمینه می توان از گل لاله، مشت گره کرده، آرایش مو، یک دکمه وصدها نماد دیگر یاد کرد وگاهی هم بصورت تظاهرات، اجتماع در میدان شهر یا کم کاری در ادارات وغیره خودرا نشان می دهد. (زارعیان،1386 :13-11)
تعریف افکار عمومی
تشریح مفهوم افکار عمومی و تعریف این اصطلاح هم متنوع است وهم با رویکردها واهداف مختلف از سوی صاحبنظران بیان شده است.تقریبا تمامی محققان و صاحبنظران واندیشمندان چهار ویژگی برای افکار عمومی قایل شده اندکه عبارتست از:
1- موضوعی باید وجود داشته باشد ویا باید بوجودآید که مورد توجه عموم قرار گیرد.
2- افرادی باید وجود داشته باشد که دارای منافع مشترکی باشند، تاآن موضوع با منافع آنها پیوند بخورد .
3- اقدامات وتلاشهایی باید بعمل آید، که آن موضوع ، بیان وعلایق عمومی با آن موضوع تبلیغ گردد، تاتفاهمی بین جمع زیادی از مردم پیرامون موضوع حاصل شود.
4- این تفاهم نفوذ خود را بطور مستقیم و یا غیر مستقیم اعمال نماید.
همینطور آگاهانه بودن ، وسیع بودن دایره شمول، هوشیارانه و داوطلبانه بودن حضور افراد، وجود شبکه های اجتماعی وارتباطی گسترده ،اطلاع رسانی،برجسته سازی وغیره نیزازجمله مهمترین ویژگیها وعوامل مشخصه افکارعمومی بشمار می روند.
صرفنظر از دیدگاهها ونظرات مختلف دریک بیان عام می توان افکار عمومی را اینگونه تعریف کرد: افکار عمومی نوعی داوری مردم در یک مسئله ی همگانی مورد اختلاف در زمانی مشخص است. از اینرو حاصل جمع افکار فردی نیست. بلکه نتیجه ی کنش متقابل فردی و گروهی در یک بافت فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی خاص است که در مجموع می توان آن را نوعی تولید اجتماعی نامید که دربسیاری از موارد تعیین کننده است ومی تواند خود را به گونه ای مختلف برمدیران وبرگزیدگانِ تصمیم گیرنده تحمیل کند. بعبارت دیگر، افکار عمومی نوعی آگاهی اجتماعی است که بصورت آگاهی غیر رسمی در میان عامه خاص که دارای منافع مشترک هستند، بروز می کند وجنبه ی عاطفی و ادراکی دارد واز تعصب نیز برکنار نیست. افکار عمومی اگر به شدت تعميم یابد و ماندگار باشد بصورت اجماع عمومی در می آید.
شایعه و معنا و مفهوم آن
شايعه نيز به عنوان يك مفهوم در حوزه علوم اجتماعي بسيار مورد توجه قرارمي گيرد و بايد تفاوت و افتراق آنرا با مفهوم افكار عمومي به شايستگي دريافت . شایعه را می توان از پدیده های اجتماعی – سیاسی بشمار آورد که در اغلب جوامع به نحوی وجود داشته است . شایعه را می توان حاصل ارتباطات غیر رسمی قلمداد کرد، که بعنوان ابزاری جهت تبلیغ یا دستیابی به خواستهای ذهنی و عینی از کارکردهای پنهانی برخوردار است ومی تواند در دامن زدن و شکل گیری نوعی خاص از افکار عمومی موثر واقع شود. شایعه می تواند مبتنی بر واقعیاتی باشد و همینطور می تواند کاملا به دور از واقعیت و حقیقت باشد . بهترین عامل درشکل گیری شایعه را می توان در نیاز مردم به کسب اطلاعات پیرامون موضوعات و حوادثی دانست که برای مردم از ارزش و اهمیت برخوردار است. چنانچه موضوعی مورد توجه مردم نباشد و یا جمع کثیری از افراد که مخاطب آن شایعه هستند، ارزشی برای آن موضوع قایل نباشند، شایعه شکل نخواهد گرفت. همین طور ضعف نظام اطلاع رسانی رسمی ، پنهان ماندن حقایق ، آگاه نشدن و شفاف نبودن اطلاعات و...از جمله مهمترین عوامل شکل گیری شایعه است.
شایعه را میتوان پدیده ای اجتماعی، سیاسی، روانی وفرهنگی دانست که حاکی از خبر یا حکایتی غیر رسمی از رخ دادن واقعه ای اجتماعی است که این امر می تواند از درستی و واقعیت به دور باشد ویا منجر به وقوع آن نیز گردد. این پدیده در شرایط خاصی پخش و وسعت می یابد وعده ای نیز خواسته یا ناخواسته در توسعه و گسترش آن و همینطور سرعت انتقال و تبادل آن تاثیر گذارند.
شایعه غالبا در شرایطی ایجاد می شود که شاهد ضعف و ناکامی در تبادل اطلاعات در سطح جامعه باشیم. بعبارت دیگر شایعه ، زاییده اطلاعات غلط و اطلاعات ناقص، شفاف نبودن نظام اطلاعاتی و ارتباطی است . همین طور شایعه نشانی از اضطراب ها ونگرانی ها و دل مشغولی های افراد جامعه است که بدلیل شفاف نبودن و ضعف نظام اطلاع رسانی شکل گرفته است. ونهایتاً اینکه شایعه محصول شک وابهام و بی اطلاعی از وقایع است شایعه بعنوان یک خبر، نوعی ارتباطات غیررسمی برخوردار از ویژگی هایی است که عبارتند از: نامعلوم بودن منبع، تعدد وتنوع مخاطب، سرعت نقل وانتقال سریع، تولید سهل و آسان ، کم هزینه بودن ، غیررسمی بودن، مورد اقبال واقع شدن، محدود بودن به زمان و مکان ، قریب الوقوع بودن و... می باشد.
سنجش افکار عمومی
امروزه مديران ، سياستمداران ، موسسات بزرگ تجاري ، بازاريابان ، روابط عمومي ها ، سازمانهاي مختلف، جامعه شناسان و... براي شناسايي نگرش ها ، ارزيابي ها ،عقايد ،نظرات و بطور كلي براي شناخت ديدگاهاي مختلف مخاطبان خويش از جمله كاركنان ، مشتريان ، مشتركان ، مصرف كنندگان، ذي نفعان و طيف هاي مختلف افراد جامعه كه به نوعي با عملكرد و فعاليتهاي آنها در ارتباطند دست به انجام نظرسنجي و اخذ نظرات آنان مي كنند و از اين راه سعي در شناسايي نظرات ايشان و برنامه ريزي در جهت تحقق اهداف خود با توجه به دبدگاههاي گوناگون مخاطبان به منظور موفقيت و تعالي هرچه بيشتر در ارائه خدمات و محصولات خود مي باشند . در مجموع می توان مزایا و محاسن نظر سنجی و افکارسنجی را شامل موارد ذیل دانست:
1- سنجش افكار عامل شناخت نظرات عمومی یا وسیله ی کسب خبر برای مدیران است . مهمترین مزیت و ویژگی نظرسنجی این است که باعث شناخت نظرات عمومی می شود. معمولا بهترین روشي که بتوان از نظرات مردم آگاه شد، پرسیدن است وافکار سنجی این امکان را فراهم می کند که از مردم بپرسید چگونه فکر می کنند ؟ چگونه زندگی می کنند؟ چه می خواهند ؟ و ...
2- سنجش افکار باعث صرفه جویی درهزینه ها می شود . انجام نظرسنجی باعث صرفه جویی در هزینه های بازاریابی ، تولید، فروش، تبلیغ وحتی هزینه های سیاسی ، فرهنگی می شود . وقتی بدانید مخاطب دارای چه ویژگی هایی است ، پیامی را می دهید که راحت تر بپذیرد . از سوی دیگربا شناخت مخاطبان واقعي ، پیام برای افرادی که مخاطب نیستند ارسال نمی شود.
3- سنجش افکار از بحران ها جلوگیری می کند . سنجش افکار موجب می شود مشکلات کوچک پیش از آنکه از کنترل خارج شوند کشف و اصلاح شوند. بعبارت دیگر ، سنجش افکار سبب می شود که نقاط بحران ساز قبل از اینکه گسترش یابندو پیکره ی یک سازمان ، یک منطقه یا کشور را بگیرند، شناسایی وتدابیر لازم اخذ گردد.
4- سنجش افکار ، ارتباط و اقناع را موثرتر می سازد، برای اینکه برقراری ارتباط بایک گروه واقناع آنها موثرتر صورت گیردباید افرادآن گروه به دقت مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا هر گروه از مردم دارای ویژگی های مخصوص به خود هستند و برقراری ارتباط با هر گروه مستلزم شناخت ویژگی های همان گروه است.
پیشینه وتاریخچه انجام نظرسنجی
پیشینه انجام نظرسنجی ها و بخصوص پژوهش درزمینه ی افکار عمومی دارای شش مبدا تاریخی است.
اولین مبدا: نخستین نظرسنجی یا مشاهده افکار عمومی یا جامعه سنجی در 3000 سال قبل از میلاد در مصر انجام شد وهدف آن بررسی امکانات مردم، بدست آوردن تعداد آمار زنان، مردان، کودکان و برآوردی از جامعه جهت برنامه ریزی اداره امور کشور بود.
دومین مبدا: مربوط به سال 1450 میلادی یا زمان آغاز فعالیت های گسترده منجمان شرقی(ایران واعراب) است که بعدها با اختراع صنعت چاپ در قرن شانزدهم مورد استفاده بیشتری قرار می گرفت. دراین ایام نظر خواهی بیشتر از طریق مشاهده و پرسش از صاحبنظران صورت می گرفت.
سومین مبدا: از قرن هیجدهم آغاز می شود، در این دوره برای ایجاد نظم و ترتيب درگردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده می کنند. پژوهش مربوط به سال 1787 با استفاده از همین روش صورت گرفته است.«سرفردریک مرتون ایدن» پرسشگری را به همراه پرسشنامه بمدت یکسال به مسافرت فرستاد و برهمین اساس در سال 1797 میلادی گزارش خود را درباره ی فقرا به چاپ رساند.
چهارمین مبدا: از قرن نوزدهم آغاز می شود و تا اوایل قرن بیستم ادامه دارد، قرن نوزدهم قرنی است که در تاریخ ، بشر نمونه و از لحاظ تحولات اجتماعی سرآمد است. در چنین دورانی است که مکاتب فلسفی، اجتماعی ، اقتصادی ،که در میانه ی قرن نوزدهم بوجود آمده بودند، موجب تحولاتی در علوم اجتماعی می شوند . در این هنگام « ام بوت» در انگلستان پژوهش خود درباره ی وضعیت زندگی در محله های فقیر نشین لندن را انجام داد، همچنین در قرن نوزدهم کارل مارکس به انجام پژوهش پیمایشی شامل 25000 پرسشنامه پستی مبادرت ورزید و « ماکس وبر» در اوایل قرن بیستم در مطالعه ی کارخانه ها از روش پیمایشی بهره جست. این وضعیت تا اواخر جنگ جهانی اول ادامه یافت. از این رو از سال 1907 م به بعد موسسه هایی پدید آمد که تمامی کوشش خود را مصروف مطالعات علمی در زمینه ی مسایل اجتماعی بویژه پیمایش می کردند .
مبدا پنجم: در سالهای بین دو جنگ جهانی است که ضمن فعالیتهای وسیعی كه در زمینه های تحقیقات صورت می گیرد، روشهای کنونی بتدریج توسعه می یابند بصورت فنونی مستقل در می آیند. دراین ایام برای نخستین بار درسال 1934 م «موسسه آمریکایی سنجش افکار» تاسیس می شود. این نخستین سازمان نظرسنجی به شیوه ی امروزی است که درحوزه ی روزنامه نگاری، مبارزات انتخاباتی و پژوهشهای بازاریابی ایجاد شد که هنوز به فعالیتهای خود ادامه می دهد. بعد از آن موسسات دیگر پژوهشی نظیر «جرج گالوپ» و « الموروپر» وهمچنین «آرچیپالد کراسی» پدید آمدند و هریک برای پیش بینی صحیح نتایج انتخابات ریاست جمهوری درسال 1936 م ازروش سنجش افکار استفاده کردند .
مبدا ششم: بعد از جنگ جهانی دوم آغاز مي شود. در این دوران به علت کامل شدن فنون نظرسنجی ، اهمیت منطق نظرسنجی بطور کامل شناخته شد بطوریکه از سال 1950 م به این سو کارشناسان شناخت افکار عمومی در امریکا وسپس با تاخیر در دیگر کشورهای اروپایی، بهره گیری از فنون آماری و رایانه ای توانستند اطلاعات وسیعی از طریق سنجش افکار بدست آورند وبا تجزیه وتحلیل آنها به نتایج ارزشمندی برسند. (زارعیان،1386: 80-78)
سابقه انجام نظرسنجی و اجرای پروژه های افکارسنجی درايران معاصر
در ایران ، درباره سابقه استفاده منظم و مداوم از نظر سنجی در سطح وسیع، می توان به نخستین سرشماری در سال 335 ه. ش اشاره کرد(که بصورت ده ساله ازآن تاریخ به بعد تکرار شده است). فعالیتهای « مرکزآمار ایران» درمطالعات نمونه ای از کشور درطول سالهای سرشماری، بهره گیری بهینه از روشهای سنجش افکار موثر بوده است. از میان مراکز دانشگاهی که از آغاز گسترش روشهای پژوهشی بصورت علمی در ایران فعالیت چشمگیری داشته اند ، توان به « موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران »در سال 1337ه.ش « موسسسات تحقیقات اقتصادی انستیتو تحقیقات بهداشتی» وابسته به دانشکده های علوم اجتماعی ، اقتصاد، بهداشت دانشگاه تهران که بتدریج تاسیس شدند و ازمیان موسسات غیر دانشگاهی میتوان به «واحد سنجش افکار وتحقیقات اجتماعی »در دل « سازمان رادیو، تلویزیون ملي ایران » به سال 1345 اشاره کرد که به همت مرحوم دکتر علی اسدی ایجادشد و همچنان بکار خود در این زمینه ادامه می دهد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، برخی سازمانها وموسسات اطلاع رسانی نظیر« روزنامه ایران»پس از گذشت سالهای دراز عمر مطبوعاتی کشور، برای نخستین بار در ایران در بدو کارخود، «گروه نظرسنجی» را بعنوان یک سرویس مستقل خبری، با اساسنامه ای از پیش تعیین شده از بهمن ماه 1373 تشکیل داد و گزارشهایی را نیز برپایه ی نظرسنجی منتشر کردند. در دیماه سال 1374 در تهران «مرکز ملی مطالعات و سنجش افکار عمومی» با همت وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی برپا شد و از آن تاریخ ، واحدهای نظرسنجی در بسیاری از موسسات فرهنگی، پژوهشی ومطبوعاتی و روابط عمومی دراین زمینه اقدامات جدی بعمل آوردند.(دادگران،1387 :158-157)
مراكز ديگري چون مرکز نظرسنجی جهاد دانشگاهی تحت عنوان« مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران، ایسپا» در سال 1380 تاسيس و مركز نظر سنجي دانشگاه آزاد اسلامي و... درسالهای اخیرتاسیس و بعنوان فعالترین مراکز نظرسنجی و افکار سنجی مشغول به فعالیت در این حوزه می باشند.در حال حاضر غالب دستگاهها و بخصوص سازمانهاي فرهنگي و اجتماعي نسبت به تاسيس مراكز پژوهشي با رويكرد انجام افكار سنجي وپيمايش اقدام نموده اند .
منابع و ماخذ :
1- روانشناسي اجتماعي، ژان استوتزل، ترجمه علي محمد كاردان
2- افكار عمومي ،ژوديت لازار، ترجمه مرتضي كتبي
3- افكار عمومي و معيارهاي سنجش آن ، محمد دادگران
4- افكار عمومي ، داود زارعيان